سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

44

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

و مىنويسد : « امام احمد حنبل » و « طبرانى » آن را نقل كرده‌اند . « هيثمى » هم در [ مجمع 9 / 101 و 114 ] به نقل آن پرداخته و اشاره مىكند كه « امام احمد » و « طبرانى » آن را نقل كرده و رجالش را مورد وثوق مىدانند . [ اسد الغابة ابن اثير 5 / 530 ] به سند خود ، از « حارث » از حضرت على عليه السّلام روايت مىكند كه « ابو بكر » و « عمر » براى خواستگارى حضرت زهرا عليه السّلام ، به ديدار رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله رفتند . ايشان را از پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله خواستگارى نمودند . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به پيشنهاد آنها پاسخى نداد . در بازگشت از حضور مبارك و ملاقاتى كه « عمر » با على عليه السّلام داشت ، گفت : مناسب است شما به خواستگارى زهرا عليها السّلام مبادرت كنيد ، و ممكن است خواستگارى شما را بپذيرد . حضرت على عليه السّلام فرمود : در اين انديشه بودم كه من جز يك زره ، چيز ديگرى ندارم كه بتوانم كابين حضرت زهرا عليها السّلام قرار بدهم . ناچار بايد آن زره را تا مدت معيّنى گرو بگذارم . با اين انديشه به خواستگارى زهرا عليها السّلام اقدام كردم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ، حضرت زهرا عليها السّلام را به همسرى من درآورد . هنگامى كه حضرت زهرا عليها السّلام از همسرى با من اطلاع يافت ، گريست ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله متوجه ناراحتى حضرت زهرا عليها السّلام شد و به خانهء او رفت و در ضمن دلدارى حضرت زهرا عليها السّلام ، فرمود : ناراحتى تو از چيست و چرا گريه مىكنى ؟ حال آنكه تو را به همسرى بزرگوارى درآوردم كه عملش از همه بيشتر ، و بردباريش از همگان زيادتر و نخستين كسى است كه آيين اسلام را از دل و جان پذيرفته است . مؤلف گويد : « متّقى » اين حديث را در [ كنز العمال 6 / 392 ] آورده است و مىگويد : « ابن جرير » اين حديث را نقل كرده و آن را حديث صحيحى مىداند و « دولابى » هم در « الذرّية الطَّاهرة » به اين حديث پرداخته است . [ كنز العمال 6 / 153 ] رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به حضرت زهرا عليها السّلام فرمود : مگر خرسند نيستى از اينكه تو را به همسرى بزرگوارى درآوردم كه نخستين كسى